تبليغاتX
هر چی که بخوای از همه جا

هر چی که بخوای از همه جا

ماهواره , کامپیوتر , شبکه , دوست یابی , طنز , خبر داغ , سایت جدید , ...

ژورنال طراحی مدرن


ژورنال طراحی مدرن

 

ژورنال طراحی مدرن

ژورنال طراحی مدرن

 

 

لینک دانلود


دکوراسیوم داخلی در اراک

دکوراسیوم داخلی در اراک

majid.nematy@gmail.com

 http://i25.tinypic.com/13zcylw.gif


 تبلیغات شما رایگان پذیرفته میشود

بزرگترین مجموعه عکسهای معماری داخلی شامل


بزرگترین مجموعه عکسهای معماری داخلی شامل

- تصاویر زیبایی با کیفیت بالا از گچبری و نور مخفی در سقف

- صدها تصویر از صنایع چوبی لوازم خانه مثل کمد ، صندلی ، مبلمان ، میز

- صدها تصویر کاغذ دیواری

- معمار ی و طراحی داخلی مکانهای پزشکی ، اتاق پذیرش و  اتاق انتظار ، بیمارستان و مطب ها همچنین مراکز آموزشی ، کتابخانه ها ، غرفه های فروشگاهی

معرفی آثار معماران آمریکایی در پروژه های ارایه شده توسط آنها برای دفاتر کار منازل مسکونی ، رستوران ها و استادیو ها
- تصاویر و پلان های منازل مسکونی : اتاق خواب ، نشیمن ، حمام و دستشویی،  اتاق کودکان ، استخر ، جکوزی

- تصاویری بسیار زیبا از نور پردازی های طبیعی و همچنین چراغ های رنگی در منازل و مکانهای عمومی

- طراحی های زیبای مکانهای عمومی ، ادارات ، دانشگاهها ، سالن های همایش و مراکز بزرگ و کوچک خرید

- طرح هایی زیبا از مبلمان اداری ، پارتیشن بندی ها و میزهای کامپیوتری

- به همراه کالکشنی از آبجکتهای معماری سه بعدی

  

توجه : به علت بالا بودن تعداد و حجم تصاویر تا لود شدن کامل آنها باید کمی منتظر بمانید  


آمار و ارقام جالبي از برج ميلاد


آمار و ارقام جالبي از برج ميلاد

يک گروه کارشناسي، برخي مقادير، اوزان و مواد به کار رفته در احداث برج ميلاد را به مقياس هايي ملموس تبديل کرده است.
به گزارش ايسنا، ارتفاع کل برج 435 متر و معادل 5/1 برابر ارتفاع برج ايفل در فرانسه است . ارتفاع 315 متري شفت بتني برج نيز برابر با ارتفاع يک ساختمان 105 طبقه است و دکل آنتن برج ميلاد نيز با 120 متر طول ، معادل ارتفاع يک ساختمان 40 طبقه است.
وزن کل سازه 161 هزار تن و معادل وزن 3 هزارو 578 تانک است . لابي برج نيز با زير بناي 15 هزار مترمربع معادل 3 زمين فوتبال و زير بناي 12 هزار متر مربعي راس سازه نيز برابربا 5/2 زمين فوتبال است.
230 کيلومتر کابل در احداث برج به کار رفته که طول آن معادل مسافت تهران - شمال است. 25 کيلومتر نيز متراژ لوله مصرفي در برج ميلاد است که چيزي مساوي با 5/4 برابر ارتفاع قله دماوند محاسبه شده است.
2 برابر محيط کره زمين نيز مقياس به دست آمده براي 80 هزار کيلومتر مسافت طي شده با آسانسورهاي کارگاهي برج ميلاد است.
9 هزار چراغ و 100 هزار پيچ نيز از ديگر مواد مصرفي در ساخت برج ميلاد است که با يک ميليون و 300 هزار نفر روز در اين پروژه به کار رفته است.
همچنين ميانگين سني مهندسان پروژه برج ميلاد 31 سال عنوان شده است و 40 هزار نفر نيز از ابتداي زمان احداث تا کنون از اين برج ديدن کرده اند.


خدمات > دكوراسيون

طراحی تخصصی نما و دکوراسیون داخلی بصورت سه بعدی ، اجرا وبازسازی اماکن عمومی ، هتلها ، مراکز تجاری


گروه طراحی نماسازان با تفکری نوین و خلاق ، متشکل از مهندسین و هنرمندان متعهد و نخبه کشور درزمینه معماری ، دکوراسیون داخلی و طراحی فضای سبز و باغ اقدام به ایجاد تحولی نوین در هنر صنعت معماری این مرز وبوم نموده است.

طراحی نوین و مدرن نما بصورت سه بعدی با نمایش انواع متریال در نمای ساختمانها ، برجها و مجتمع های مسکونی - طراحی سه بعدی دکوراسیون داخلی : طراحی کفپوشها و دیزاین (متناسب سازی ) نور ، رنگ ، کارهای چوبی داخلی و انجام چیدمان متناسب با فضای موجود

اجرا وبازسازی اماکن عمومی ، هتلها ، مراکز تجاری ، طراحی فضای سبز و باغهای مدرن
طراحی ، ساخت و اجرای ویلا های مدرن بر اساس آخرین متد های طراحی نما و دکوراسیون داخلی
طراحی فضای سبز و باغ با استفاده از طراحی باغهای ایران قدیم ،باغهای چینی و باغهای اروپایی
مهندس آقاعلیخانی

( طراحی تخصصی نما و دکوراسیون داخلی بصورت سه بعدی ، اجرا وبازسازی اماکن عمومی ، هتلها ، مراکز تجاری )


قـیـمـت :
ارسال آگهی : پنج شنبه 2 مهر 1388

___________________
اســتان : تهران
شــهــر : تهران
آ د ر س :
تـلـفــن : 09195170789 - 09194181655
یـــاهــو : گفتگوی آنلاین با آگهی دهنده yahoo chat : گفتگوی آنلاین با آگهی دهنده
ايـمـيـل :
وب سايت :



+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 18:23  توسط سید نیما نصیری  | 

زندگی با نیمی از بدن!!

 

زندگی با نیمی از بدن!!

 

 

«پنک شویلینگ» مارس 2004 وقتی 46 ساله بود در «پکن» بر اثر یک رخداد رانندگی، نیمی از بدن خود (لگن خاصره به پایین) را از دست داد. پس از نجات معجزه آسای این مرد از مرگ، جراحان ترتیب استفاده از پای مصنوعی را دادند و وی که اراده و امیدی وصف ناپذیر دارد به زندگی عادی برگشت...

 

حالا «پنک» با استفاده از رایانه و اینترنت کارهای خود را در اداره به خوبی انجام می‌دهد و همچنان نان بازویش را می‌خورد.
وی می‌گوید: ««بزرگ‌ترین وصیت پدربزرگم این بود که تا جای ممکن از هیچ کس کمک نگیرم و روی پای خودم بایستم.»
مرد خستگی‌ناپذیر و بشاش چین، اضافه می‌کند:«خدا خواسته که من این طو زنده بمانم و به خواسته او تعظیم می‌کنم. بی‌شک اگر قرار بود در آن رخداد وحشتناک بمیرم، مرده بودم اما حالا که زنده ام هیچ وقت دست از تلاش بر نمی‌دارم. من خدا را شکر می‌کنم که هنوز دو دست توانا دارم که جور پاهایم را می‌کشد و خوشبختانه محتاج کسی نیستم.»
پنک ادامه می‌دهد: طبق یک اصل قدیمی تا زمانی که هرکس بتواند فکر کند و مغزش سالم باشد می‌توانند برای جامعه مفید باشد، عادی زندگی کند و از نعمت‌های خدا لذت ببرد.»
جالب است بدانید «جان کوتیس» مردی که از نعمت هر دو پا محروم است با نمایش حرکت‌های قدرتی ژیمناستیک، هزاران معلول شهر «نانینگ» چین را به شکوفا کردن توانایی و استعدادهایشان تشویق می‌کند.
«جان» که مادرزادی‌، پا ندارد در بخش «کوانگ چی» چین زندگی می‌کند. پدر و مادر او تمامی تلاش خود را به کار بردند تا فرزندشان با دیدن همسالان سالم خود، به انسانی افسرده و ناامید تبدیل نشود. آنان با فرستادن «جان» به کلاس‌های مختلف و تشویق‌های خود، کمک کردند توانایی‌هایش را به خوبی بشناسد.
این شهروند چشم بادامی وقتی در نوجوانی از درمان خود ناامید شد روحیه‌اش را نباخت، به ژیمناستیک پرداخت و شبانه روز در این رشته ورزشی تمرین کرد.
حالا «معلول» 31 ساله یک ژیمناستیک کار ماهر است. جان با به دست آوردن مدال‌های رنگارنگ از مسابقه‌های مختلف داخلی و بین‌المللی تصمیم گرفت انگیزه ورزش و لذت از زندگی سالم را در همنوعان خود تقویت کند و ثابت کند زیستن بدون دو پا هم زیباست.
ژیمناستیک کار بی پا، مقابل چشمان 4 هزار معلول «کوانگ چی» که روی صندلی‌های چرخدار نشسته بودند، به نمایش حرکت‌های قدرتی و سخنرانی پرداخت و با تشویق شورانگیز آنان روبه‌رو شد.
همچنین «اسکات ریگزبی» مرد آمریکایی بدون «پا» نیز با قهرمانی در یک مسابقه سنگین ورزشی، تبدیل به اسطوره شد.
هر دو پای«اسکات»22 سال پیش در یک رخداد رانندگی، قطع و مجبور شد از عضو مصنوعی استفاده کند. او تصمیم گرفت در یک مسابقه سه گانه ورزشی شرکت کند که با مخالفت خانواده‌اش روبه‌رو شد.
«اسکات» اما سختکوش‌تر از آن بود که با حرف‌های اطرافیان ناامید شود. بنابراین با انگیزه و تمرین فراوان در مسابقه شرکت کرد. این مرد با پاهای مصنوعی، قهرمان شد و نامش را سر زبانها انداخت.
«جیمی اندرو» نیز کوهنوردی است که دست‌ها و پاهایش قطع شده است اما با نمایش‌های ورزشی به جمع‌آوری اعانه برای نیازمندان می‌پردازد.
دست‌ها و پاهای «جیمی اندرو» 1999 میلادی در رشته کوه‌های آلپ قطع شد. او اکنون با دست و پاهای فلزی برای جمع آوری اعانه و کمک به معلولان قطع عضو، نمایش‌های ورزشی اجرا می‌کند.
این قهرمان که خود را «تیتانومی» نامیده در یک برنامه ورزشی ابتدا 4/2 مایل در آب های سرد دریاچه «لاک تی» شنا کرد و بعد 112 مایل را از «کن مور» تا « فالکرک» با دوچرخه رکاب زد.
جیمی می‌گوید:«هرگز نخستین روزی که در بیمارستان روی تخت خوابیده بودم و دست و پاهایم را نمی‌دیدم از خاطر نمی‌برم. آن روز خیال می‌کردم دیگر هیچ وقت نمی‌توانم از روی تخت بلند شوم اما خدا کمک کرد و فهمیدم مرا فراموش نکرده است.»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 23:39  توسط سید نیما نصیری  | 

نابغه درون خود را رها کنيد

نابغه درون خود را رها کنيد


حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت . کک, فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند
ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند.اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد . اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد
فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند علت اين است که آنها در بچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند. از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند
دکترادن رايل يک فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم “ مي توانيد بر خود غلبه کنيد “ است در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي که غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد .

دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار مي گيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد

این مطلب را مهشید دوست گلمون فرستاده بود که جالب بود   و در بلاگ قرار دادم ...

اگر شما هم مطلب جالب داشتید   بفرستید تا در بلاگ قرار بدم ...

 

نظر یادت نره !!!!

 

www.1t2i.coo.ir

 

هر چیزی از همه جا !

ارسال نظر در مورد این پست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 17:17  توسط سید نیما نصیری  | 

اگه تو جاي اون فرد بودي چي كار ميكردي ...

 

 

مطالب جالب ...

 

اگه تو جاي اون فرد بودي چي كار ميكردي ...

 

زنگ در را زدم ، يك خانم جوان اف اف را برداشت و گفت بله ، گفتم سلام من براي گرفتن گوشي آمدم ، گفت كدوم گوشي داستان را براش گفتم ، گفت صبر كنيد بابام خواب هست من خبر ندارم برم بپرسم ...

 

براي بازديد روي ادامه مطلب كليك كنيد ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 16:42  توسط سید نیما نصیری  | 

و آيا ها ؟ و گاه ها؟

 

 

مطالب جالب ...

 

و آيا ها ؟ و گاه ها؟

 

گاهي وقتها زنده بودن درد آورترين رنجي هست كه آدم ميتونه احساسش كنه ...

گاهي سكوت و تنهايي ، تنها آرزوي زندگي آدمه ...

گاهي بدترين زخمها رو اون كسي به آدم وارد ميكنه كه بهترين كس آدمه ...

گاهي در ازدهام آدمها چه سخت كسي رو داشته باشي ...

گاهي در ازدهام آدمها چه سخت با كسي باشي ...

گاهي اون چيزي كه ميبيني چيزي نيست كه هست ...

گاهي سخت ترين رنج دوست داشتن كسي ميشه ...

گاهي بدترين درد ، ترس نداشتن كسي ميشه ...

گاهي اين سوال ميره تو مخت وديوانه ات ميكنه ، كه حدف از زندگي من چيه ...

گاهي فكر ميكني اصلا اگر من نباشم چي ميشه ...

گاهي شك ميكني ، گاهي درد ميكشي ، گاهي بي تفاوتي ، گاهي هيچي نيستي ...

گاهي دوري ، گاهي نزديك ، گاهي رد ميشي ، گاهي نمي رسي ...

گاهي عصبي ، گاهي خشمگين ، گاهي دلسرد ، گاهي بي غم ...

گاهي با خدا ، گاهي دور از خدا ...

گاهي فكر ميكني خدا هم تو رو فراموش كرده ...

گاهي گله داري ، گاهي كينه ...

گاهي غمگين و خيلي كم پيش مياد كه شادي ...

گاهي بي حس ، گاهي كم حس ...

گاهي دلدار ، گاهي دلداده ...

گاهي هم هيچ گاهي به گاه تو نميخوره ...

گاهي هم اين گاه ها پايان نداره ...

تو در چه گاهي هستي الان و چه گاهي به تو ميخوره ...

اصلا چه گاهي خوبه چه گاهي بد ...

يا گاه بد با گاه خوب چه فرقي داره ...

اصلا بد و خوب فرق داره ...

مگه نه اينكه بد و خوب ميگذره ...

آخر اين بد و خوبيا چيه ...

چي باعث ميشه گاه بد باشه ، گاه خوب ...

اين گاهها چقدر تو زندگي ما نقش دارن ...

ميگن زندگي ما ، در زمان آفرينش ، سرنوشتش ما رقم ميخوره ...

پس چطوره كه ميگن تلاش كنيد تا موفق بشيد ...

اين گاهها رو ما ميسازيم يا ساخته ميشه ...

ميگن هر چي خدا بخواهد همان ميشود ...

چطوره كه پس از اراده انسانها صحبت ميشود ...

مگه ميشه كه خدا بد انسانها رو بخواد ...

كي ميشه كه انسان دست از ظلم و ستم و خودخواهي برداره ...

كي گاههاي همه رنگ خوشي به خود ميگيره ...

كي ميشه كه خدا به داد آدما ميرسه ...

ميگن همه از روز تولد پاك و معصوم هستن ...

چي ميشه پس كه گاه اين با اون فرق پيدا ميكنه ...

آيا ميشه بدون هيچ چيزي و كمكي به بهترين گاه ها رسيد ...

يا آيا همه به يك اندازه گاه هاي خوب دارن ...

آدم در دو گاه خود هيچ نقشي نداره و اون تولد و مرگ است ...

اگه ميتونستي در مورد تولدت تصميم بگيري آيا به دنيا مي آمدي ...

آدم از يك گاه بعد از گاه الان خود خبر ندارد ...

چطور ميتونه كه گاه خود را خوب كند يا بد ...

چرا حضرت آدم سيب را خورد ...

ميگن خدا اگر توبه كني از تقصيرات ما ميگذره ...

چرا خدا از خطاي آدم نگذشت و آن را به همراه هوا به اين دنيا تبعيد كرد ...

ميگن شيطان هزاران سال عبادت كرد و به خاطر يك خطا مورد خشم خدا قرار گرفت ...

چطور ميشه پس ما آدمهاي سر تا پا خطا به لطف خدا اميدوار باشيم ...

بعضي آدمها بي دين هستن ...

اگر كسي يا چيزي اين همه نظم را به وجود نياوده پس چگونه بوجود آمدند ...

مگه نه اينكه هر فعلي به يك مفعول نياز دارد و هر موجوديتي يك خالقي دارد ...

اگر آدم به آن دنيا و خدا اعتقاد نداشته باشد به چي پايبند خواهد بود ...

چرا انسان به دنيا مياد معصوم ولي از دنيا ميره پر از گناه ...

ميگن خدا وقتي آدم را آفريد از خاك از روح خود در آن دميد ...

چرا ... ما آدمها چي داريم كه ديگر مخلوقات ندارند ...

همانگونه كه ميدانيد شيطان از آتش آفريده شد و آتش پاك ميباشد ...

چرا خدا شيطان را به حال خود گذاشت تا آدمي را به انحراف بكشد ...

آيا انسانهاي امروزي به وسوسه شيطان به راه خطا ميروند ...

يا آيا خود انسان به اراده خود در راه شيطان قدم بر ميدارد ...

چرا در گذشته پيامبران و امامان براي راهنمايي انسانها بودند ...

چرا انسان با تمامي امامان و پيامبران با بدي برخورد كرد ...

انسان تا به كجا پيش ميرود ...

آيا آخر اين راه نابودي انسان به دست خود انسان است ...

آيا كسي كه در رفاه كامل است و رنج كمي ميكشد و به عبادت ميپردازد به بهشت ميرود ...

آيا كسي كه از نياز ، از رنج ، از ناچاري گناه ميكند به جهنم ميرود ...

مثلا كسي ميخواد ازدواج كنه و اوج نيازش است و امكانش را نداره چي كار كنه ...

كسي كه به نان شب خود نيازمند است با پيشنهاد انجام گناه براي رفع گرسنگي چه كند ...

كسي كه همه تردش ميكنند و قبولش نميكنند با تنهايي و دردهاي خود چه كند ...

كسي كه باهوشه ولي توان پرداخت هزينه تحصيل نداره آيا درست است كه حسرت تحصيل بخورد ...

توكه در رفاه كامل به دنيا آمدي كوه رو جابجا نكردي كه آدم خوبي هستي ...

اگه به هم نوع خود فكر نكني و بگي من عبادت ميكنم آيا به نظرت كافيه ...

آره تلاش ميكني ولي با چي با امكانات اوليه و ارثي كه بردي ...

آيا همه مثل تو هستند ...

آيا با توكل به خدا همه چيز درست ميشود ...

مگه نه اينكه گفتند از تو حركت از خدا بركت ...

و آيا ها ؟ و گاه ها؟

چي بگم ...

شما خود آياها و گاه هاي خود را بهتر ميدانيد ...

فقط لحظه اي به هم يه برخي از آنها فكر كرديم ...

اينها همه تفكرات ما است و با آنها درگير هستيم ...

نتيجه گيري و مقصودي وجود ندارد ...

هر كس از اين پيمانه سهم و اندازه خود ميبرد ...

هر كس مزه خود را حس ميكند ...

به اميد آنكه پر پيمانه باشي و طعم خوبي رو حس كني ...

 

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

 

براي بازديد و آشنايي با ديگر امكانات اين بلاگ

 

رو من كليك كنيد

 

از اينكه از بلاگهاي ما ديدن میكنید ممنون

 

نظراتتان را در قسمت نظرات پايين همين پست برای ما بگذاريد

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

 

دوستانتان را هم دعوت به بازديد کنيد

 

                                               ارسال شده از طرف : n_1t2i_n

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 1:43  توسط سید نیما نصیری  | 

لحظه ای بیست ، اندکی تفکر کن ...

مطالب جالب

 

لحظه ای بیست ، اندکی تفکر کن ،

خموش و ساده دل مباش ...

 

 

 

چشم روی هم میگذاری میبینی ثانیه ها به دنبال هم میروند

و همراه خود دقایق را می آورند ...

و چه زود گذرند این دقایق که در جمع به یک ساعت می آیند...

آدمی نمی فهمد کی روز شب میشود ، کی شب روز ...

تا به خود می آید میبیند ماهی گذشت ...

 

 

 

فصلها ، فصلها با همه دبدبه و کبکبه خود در پی هم

در چرخش روزگار میچرخند ...

 

بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان

 

هر کدام پر خاطره و قدرتمند ظاهر میشوند

ولی دیری نمی گذرد که جای و تخت خود

در گذر روزگار به دیگری میدهند ...

سالها از پس هم در تقویم روز شمار رقم میخورند

و انگار در رقابتی سخت می کوشند

تا هر چه زودتر به پایان راه برسند ...

 

 

آه ، آه ، که در این دنیای پر دقدقه و مشغله

چه غرق در خود شده ایم و گویا

زمان محدود خود را به فراموشی سپرده ایم ...

ما را چه میشود ؟

به کجا میرویم این چنین آشفنه فکر و پریشان ...

عاقبت این راه به کجاست ! ...

لحظه ای بیست ، اندکی تفکر کن ،

خموش و ساده دل مباش ...

 

 

 

چرا در این را ه طولانی تنهایی  ؟

راهنمای تو کیست ؟

هدفی داری یا در مسیری افتاده ای

و به ناچار و بی چاره در آن قدم میگذاری ...

در این مسیر بار زیادی همراه خود کرده ای

و به سختی میکشی آن را بی آنکه بدانی چیست ...

یا سبک مانند پرندگان بال میزنی و اوج میگیری ...

لحظه ای بیست ، اندکی تفکر کن ،

خموش و ساده دل مباش ...

 

 

 

عاقبت خود بدان ، راه خود را انتخاب کن ،

فرست کم و بدون تکرار است ،

اشتباه گاه پر قیمت است و پر بها ...

لحظه ای بیست ، اندکی تفکر کن ،

خموش و ساده دل مباش ...

 

 

<< سید نیما نصیری >>

 

گاهی از خود نوشته هایی در میکنم

امیدوارم که نظر شما رو جلب کرده باشه

و حسی که داشتم منتقل شده باشه

منتظر نظرات شما برای

بهتر شدن دست نوشت هایم هستم  و ...

 

 

 

این روزها روزهای نیت و دعا و شستشوی دل

 

 

من رو هم دعا کنید

 

 

                                ارسال شده از طرف : misheh_nemisheh_2

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 20:31  توسط سید نیما نصیری  | 

نميدانم زندگي چيست؟؟

 

 

جملات جالب

 

نميدانم زندگي چيست؟؟

 

اگر زندگي شکستن سکوت است

سالهاست که من سکوت را شکسته ام ؟

 

اگر زندگي خروش جويبار است

سالهاست که من در چشمه ي جوشان زندگي جوشيده ام

 

اما اين نکته را فراموش نمي کنم که زندگي بي وفاست

زندگي به من آموخت که چگونه اشک بريزم

اما اشکانم به من نياموخت که چگونه زندگي کنم

 

                                       نويسنده :  lanat_be_eshghe_dorooghi

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 16:30  توسط سید نیما نصیری  | 

موضوع نا اميد كننده اي است

 

 

جمله جالب

 

موضوع نا اميد كننده اي است

 

ازدواج براي كساني كه تصورميكنند

صبح روز بعد ازدواج آدم ديگه اي ميشوند

موضوع نا اميد كننده اي است .

 

                                        نويسنده :  lanat_be_eshghe_dorooghi

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 23:2  توسط سید نیما نصیری  | 

بازي زندگي

 

 

جمله جالب

 

بازي زندگي

 

3 2 1 بازي شروع شد

صوت داور بازي را شروع كرد

دويدم دست و پا زدم قرق شدم

دل شيكوندم عاشق شدم مهربان شدم

بچه بودم بزرگ شدم پير شدم

بازي تمام شد !

زندگيم رو باختم

 

                                                        نويسنده :  soroush206_2000

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 22:48  توسط سید نیما نصیری  | 

دروغ و حقيقت

 

 

جمله جالب

 

دروغ و حقيقت

 

دروغ به حقيقت گفت بيا با هم شنـــا کنيم ،

حقيقــت پذيرفت و لباسهايش را در آورد.

دروغ حيلــــه گـــر لباسهايش را پوشيد و رفت .

از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ،

اما دروغ !

در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان است .

 

                                                                نويسنده :  e_bavafa2001

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 22:30  توسط سید نیما نصیری  | 

فاصله تابش

 

 

 

جمله جالب

 

فاصله تابش

 

فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن

خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند

ولي نسوزاند

 

 

                                       نويسنده :  lanat_be_eshghe_dorooghi

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 1:11  توسط سید نیما نصیری  | 

زندگي چقدر کوتاه است

 

 

جمله جالب

 

زندگي چقدر کوتاه است

 

وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند

وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند.

زندگي چقدر کوتاه است فاصله ي اذان تا نماز

 

                                                             نويسنده :  e_bavafa2001

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 0:50  توسط سید نیما نصیری  | 

با هم بخنديم نه به هم

 

 

جمله جالب

 

تمسخر ديگران

 

وقتي كسي را مسخره ميكنيد وبا انگشت آن را نشان ميدهيد اگه دقت كني ميبيني كه 3 تا انگشت ديگرت خودتو نشان خواهند داد

 

                                    نويسنده :  lanat_beh_eshgheh_doroghin

 

بيايد با هم بخنديم نه به هم

 

                                                      نويسنده :  misheh_nemisheh

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 13:55  توسط سید نیما نصیری  |