یک شاعر و طنز پنداز
در مراسمی از موج سوم
به مناسبت پویش دعوت از خاتمی

ابتدا یکم مقدمه ...
همانطور که میدانید آقای خاتمی بعد از کلی ناز کشی پذیرفتند در انتخابات شرکت کنند ...
مد شده که همه جا میشنویم از میان بد و بدتر بد را انتخاب کنید ...
نمیدانم که این جمله درست است یا خیر ؟ یا اینکه بد کیه و بدتر کیه ؟!!
فقط از قدیم شنیده ام که سیاست پدر و مادر نمیشناسد ، چه برسه که مردم و جامعه و رفاه و آسایش آنها ...
شاید بهتره ما هم سیاسی نشیم و کاری به کار سیاست نداشته باشیم ....
از طرفی برخی میگن که اگر تو انتخابات شرکت نکنی و سرنوشت خودت را به دست نگیری ممکنه که عواقب بدی رو ببینی ...
نمیدونم برخی که مخالف جناب آقای احمدی نژاد ریاست جمهوری فعلی کشورمان هستند میگن این بلایی که سرمان آمد از رای ندادن است ، حالا چقدر درست یا نادرست با خودشان ...
برخی هم میگن مگه آقای خاتمی تو هشت سال چه گلی به سر مان زد که تو شانزده سال بزنه ...
برخی هم از قالی باف میگویند ، که چگونه پلیس را دگرگون کرد و پلیسی که تا دیروز هیچ تجهیزاتی را نداشت به پلیس مدرن تبدیل کرد و 110 را راه انداخت و حالا هم داره تو شهرداری چاله چوله های شهر را پر میکنه ...
برخی هم به مخالفت میگن این طرح های مبارزه با فساد و بگیر و ببند ها در زمان قالی باف نیز بوده است ، قالی باف نیز کاری از دستش بر نمی آید و تنها میتواند برخی بودجه ها را در راه درست خرج کرده و ارگانها را ساماندهی کند ، مانند 110 پلیس که زنگ میزنی بعد از نیم ساعت پشت تلفن و هولد بودن اگر احساس کنند که واقعا دارن میگشندتان بعد از یک ساعت شاید گشت بفرستند ، یا شهر داری 137 ...
ولی خدایی از حق نگذریم در مدیریت و سامان دهی قالی باف از دیگر مدیران بهتر عمل کرده ...
امسال قبل از زمستان کیسه های شن و نمک کنار خیابانها بود ، ولی آیا وعده حذف ترافیک در تهران توسط او محقق میشود ؟
برخی میگویند خوب احمدی نژاد نیز در ابتدای انتخابات حرفهایی زد که خیلی را عملی نکرد ، درست یا غلط این صحبت هم به گردن همان افرادی که میگویند ، من اینجا راوی هستم و در سیاست هیچ ...
برخی هم از مهدی کروبی و برخی نیز از هاشمی رفسنجانی میگویند ...
فردا 22 بهمن هستش و انتخابات هم نزدیک ، به همین مناسبت شعری که در یک کلیپ موبایلی دیدم را بی مناسبت با این روز ندیدم ، این شعر یا ترانه یا طنز یا هر چیزی که نام میبرید توسط یکی از شاعران و طنز پردازان کشورمان سروده شده و در حضور چندی از سینماگران ، سیاست مداران و افراد مختلف جامعه در مراسمی با نام پویش دعوت از خاتمی توسط خود همین شاعر که نیما دهقانی نام دارد خوانده شد ، که استقبال زیادی نیز از آن به عمل آمد ...
خوشحال میشوم که شما دوستان نیز نظرات و علایق خود را در مورد انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و خاطرات و تجاربتان در مورد انقلاب و انتخابات پیش رو جهت انتخاب ریاست جمهوری کشور را بیان کنید و بگویید که آیا به نظر شما آقای احمدی نژاد برای دوره دوم نیز رای می آورد و آیا دستاورد های چشم گیری در این دوره داشته و آیا مورد تائید شما میباشد یا خیر ، واگر از کاندید دیگری حمایت میکنید نام او چیست و چرا ؟!!
امروز پیامکی به برخی گوشی ها ارسال شده که امنیت ملی ، اقتدار ملی ، دهه فجر مبارک ، ( وزارت اطلاعات )
تا چه حد با این جمله موافقید و برداشت شما از این جمله چیست ؟!!
مطالب این بلاگ مخالف یا موافق هیچ گروهی نمیباشد ..
شاید من هیچ چیز ندان نیز از شما دوستان چیزی یاد بگیرم ، حتمی از نظرات مختلف شما و دیدگاه های متفاوت شما چیز های جالی خواهم آموخت ، منتظر نظرات شما هستم ...
حال برم سراغ اصل مطب و شعر یا نامه نیما دهقانی در پویش از خاتمی به زبان خود او ...
نیما دهقانی : سلام ، وا الله یک فرقی وجود داره اینجا که من آمد بالا ، یعنی دو تا فرق وجود داره ، یکی اینکه اینجا همه آدمهایی که هستند جدی هستند ، بعد هم اینکه خیلی اسرار دارند آقای خاتمی بیاد ، ولی من نه جدیم نه اسراری دارم آقای خاتمی بیاد ...
خانم مجری : حالا دلایلتان هم بگید ...
نیما دهقانی : حالا طی نامه ای که خدمتتان میگم ...
خانم مجری : بله خواهش میکنم ...
نیما دهقانی : یک سری از طنز نویس ها جمع شدند و نامه ای خدمت آقای خاتمی نوشتند که البته طنز بود ، و یک نامه ای هم هست که من نوشتم و گفتند کوتاه بخوان که من یک بیت در میان میخوانم خدمتتان ..
سلام آقا محمد با ارادت و ارض احترام از روی عادت
به رسم خوب ایام رفاقت ، نوشتم نامه تا که گیرم من سراغت
گمانم برده ای ما را ز یادت ، منم کبلا مرادو از ولایت
چه ایام خوشی با هم سپردیم ، چه بحث و گفتمانهایی که کردیم
حدودا دوم خرداد بودا ، دل مردم ز غم آزاد بودا
مثل برغ و مثل طوفان گذشتا ، به یادت هست که هفتاد و هشت را
کجایی مشتی اینجا جات خالیست ، بدون تو ، تو ده صلح و صفا نیست
به این شدت که نه ، اما خدایی ، محمد خاتمی ، جدا کجایی
همه اینجا سلامی میرسانند ، اگر چه اکثرا چندیس خوابند
ولی شکر خدا این کدخدا ا ، می گن قلبش طلاست دست شفا ا
اصلا دست رو هر چیزی که می گذاره ، طلا میشه سه صوت ، رد خور نداره
خدا مرگم بده کافر شدم باز ، چرا اینگونه شد این نامه آغاز
به قول شاعر رند نظر باز ، بدون نام او کی نامه شد باز
به نام حضرت باری تعالی ، بدین صورت شروع شد نامه حالا
محمد خاتمی حالت چطوره ؟ ، بگو دانم که احوالت چطوره ؟
هنوز کیفت به کوکه شاده جونت ؟ ، هنوز سبزه سرت ، سرخه زبونت ؟
دماغت چاقه ، اوضاعت خوبه سید ، هنوز جنس ابات مرغوب سید ؟
هنوزم بی جهت میخندی یا نه ؟ ، به نافت گفتمان میبندی یا نه ؟
هنوزم طالب اصلاح هستی ؟ ، به قول کد خدا گمراه هستی ؟
اگر از حال ماها هم بخواهی ، سلامت ، شادمانی ، رو به راهی
تمام مردم ده خوب خوبند ، زنان مثل قدیم در رفت و روبند ...
و مردان مثل سابق گرم کارند ، نه موعتاد و نه دیگر خمارند
جوانهای ده پایین و بالا ، همه دنبال تحصیلند ، به مولا
نه ماهواره ، نه الافی ، نه هیزی ،
نه کوکایین ، نه شیشه ، نه مریزی
از اون روزی که رفتی از ده ما ، از این رو به اون رو شد کل اوضاع
خلاصه از جلو ، از پشت ، بالا ، به ما خوب میرسند الحمدالله ...
کریم اوقلی که گاوش شیر میداد ، همان که سهم آب را زیر میداد
درست شد وام تعمیرات خانش ، جوادم زن گرفته نوش جونش
خودت دیدی که ده چی بود و چی شد ، زن اوستا غلام هم ساکشنی شد
میگن جراحی کرد هفتاد و نه بار ، حالا باید ببینیش روم به دیوار
پس از یک دوره فعل و انفعالات ، هزار الله اکبر از کمالات
تمام گاوها ، بزغاله ها خوب ، عمو ها ، عمه ها و خاله ها خوب
مراتع سبز ، شالی ها به سامان ، هوا عالی ، بهاری ، ناز ، مامان
همه خوشحال و شادیم و غمی نیست ، دگر بحث حضور خاتمی چیست ؟
میگم راستی رضاتون چطوره سید ، هنوزم درسهاشو میخونه سید ؟
میخواست دکتر بشه از اون قدیم ها ، تهش شد یا که زایید زیر درسها
نوشتی توی آن دست خط پیشی ، میخواد دکترشه ، میگفتی نمیشی
یک دانشگاه زده آکسورد اینجا ، که مدرک میده مفتی ده تا ده تا
به زیرک ها ، به دانشجوی با هوش ، مگه کردان نیومد ، خوب اون هم روش
رفیقت بود که یک ذره تپل بود ، مشاور بود اگر چه عقل کل بود
سلام آقای ....
دماغش چاقه ، فول گیگا بایتش ، هنوز چیز مینویسه توی سایتش ؟
فرامرز بچه مشت اکبر آقا ، براش کامنت میگذاره روزی صد تا
آخه پهنای بانده ما کلفته ، وزیر ارتباطات این رو گفته
اصولا قطر پارتی مثل بانده ، این رو بیبی توی روزنامه خوانده
خدا قوت بگو به این رئیس ها ، چه حالی داد به این وبلاگ نویس ها
پروکسی و موروکسی ما نداریم ، صدا داریم ولی سیما نداریم
همه چیز اینور ها آزاد و مفته ، این هم بی بی توی اخبار شنوفته
رسیور اینطرفها هم حلاله ، عرب ست اینوریست ، سمت شماله
میگن ارزونی بی سابقه است این ، انیشتینه خدایا ، نابغه است این
به دنیا رنگ نو پاشیده ایشان ، به جو قافیه ایشان
اصلا دنیا به یک هو زیر و رو شد ، شنیدی بوش چطور بی آبرو شد ؟
شنیدی که روابط گشته عالی ؟ ، نمونش اورکیناپاسور ، سومالی !!!
شنیدی خوب شده دنیا باهامون ؟ ، میارن دسته دسته گل برامون
شنیدی چیزی از طرح های تازه ؟ ، شنیدی شب نخوابیده درازه ؟
جلو قاچاق خشخاش رو گرفتند ، شنیدی کل اوباش رو گرفتند ؟
خدا خیرش بده ما که رضاییم ، نباشیم دسته جمعی کله پاییم ..
ز وضع قوت گر خواهی که بدانی ، پریم تا خر خره از شادمانی
اگر یک ، دو نفر هم شکوه دارند ، از آن مزدور های جیر خوارند
ملالی نیست ، اینجا طبق آمار ، بجز دوری تو آن هم نه بسیار
سر سفره که هم نان هست هم نم ، پوزش میخواهم ، سر سفره که هم نان هست هم نفت
به ما چه کی اومد ، کی بود ، کی رفت
برنج و نان و گندم هست کافی ، میگم راستی تو هم با قالی بافی ؟
ببینیم توی دوری از ریاست ، خبر هایی شنیدی از سیاست ؟
شنیدی گنجی رو آزاد کردند ؟ ، به شدت مردم رو ارشاد کردند ؟
شنیدی توی دانشگاه زنجان ، شنیدی چیزی از الهام و رادان ؟
شنیدی برج میلاد رو فروختند ؟ ، شنیدی میشه چندتایی گرفت زن ؟!!
شنیدی هی وزیر میاد و میره ؟ ، دموکراسی همینه ناگذیره
خلاصه وضع ما که بی مثاله ، گرانی چیست ، تورم ، نه ، محاله
برنج آنجا کیلویی خون بابا ، برو سید این هم از اون جواباست
برنج اینجا نهایت صد تومان است ، مرامی بهترین جای جهان است
خیار و سیب زمینی مفت مفته ، همان طوری که در آمار گفته
تورم یک ، دو درصد رشد کرده ، گرانی سوی مردم پشت کرده
تصاحل معنی تازه گرفته ، نمونه اش قافیه در مصرع فوق
میگن وقت تمامه ،
تمام شد فرست بنده ولی کن ، حکایت همچنان باقیست عمرا
خلاصه میکن ای خاتمی جان ، ببین من چه خوشم ، هی جانمی جان
همه خوشحال و شادیم و غمی نیست ، نیازی به حضور خاتمی نیست
به جان تو خوشیم بسیار سید ، حالا می خوای بیای چی کار سید
برو هر جا که حال کردی سفر کن ، اصولا فکر ده از سر به در کن
برو ایتالیا ، غستنتنیه ، ولایت را دو در کن کی به کیه ؟
فقط رفتی اگر از این بیابان ، سلامم را رسان لطفا به باران
شکوفه هم اگر دیدی چه بهتر ، نشد دریا ، سحر ، سارا ، سنوبر
فقط رفتی اگر از این بیابان ، سلامم را رسان لطفا به باران
در آخر این تو و این وضع ایران ، حالا میخوای بیا ، میخوای بپیچان
خانم مجری : دست شما درد نکنه جناب دهقانی عزیز ، بله ، این هم غیر از دعوت ، یعنی دعوت نبود مثلا ...
منتظر نظرات و پیشنهادات سازنده و به جای شما هستیم ...